خرید بک لینک

چقدر امروز دلم گرفته

با هر بهونه ای میخوام بزنم زیر گریه

تولد باباس ولی چون مریض شدم نمیتونم برم پیشش

برچسب: نویسنده: سارا مقدم تاريخ: دوشنبه 16 مرداد 1402 ساعت: 12:58

سلامبعد از مدتها مجدد صفحه اینستاگرام کاری خودم رو با یک کار جدید شروع کردمبخاطر جو جامعه نمیشد شال و روسری رو ادامه دادترشی هم که یک کار فصلی هستشباید یک کار دائم پیدا میکردممتاسفانه شرایط کار بیرون خونه رو فعلا ندارمبخاطر همین مجدد رفتم سراغ پیجالبته ایتا رو هم همزمان درست کردم ولی کلی باید روش کار کنم تا درست و حسابی راه بیفته و عضو بگیرم براشاینبار با اکسسوری موگل سر و گیره فانتزی و کش و کلیپس و .... اینجور چیزهادرسته فعلا بجز اقوام ، شخص دیگه ای از من خرید نکرده ولی نمیخوام امیدم رو از دست بدمچون تازه شروع کردمو کلی وقت دارم

برچسب: نویسنده: سارا مقدم تاريخ: دوشنبه 16 مرداد 1402 ساعت: 12:58

همیشه حرف ،حرف میاره

بعد مدتها یک حرف کوچیک باعث شد که کلی خاطره تلخ و ناراحت کننده دوباره زنده بشه

این اتفاق اصلا خوشایند نبود

مخصوصا که شنونده هم در آخر به گریه افتاد

از ناراحتی زیاد

از دروغها و پنهون کاری هایی که به گوشش رسیده بود

به غمی که کشیده بودیم

پشیمون نیستم از گفتن حقایق ولی ناراحتم چون مهمونهام با شنیدنشون مثل خودم ناراحت شدند

برچسب: نویسنده: سارا مقدم تاريخ: دوشنبه 16 مرداد 1402 ساعت: 12:58

صفحه بندی